این رو نوشتم که خبر بدم بگم زنده ام و دارم با مشکلاتم میجنگم ، نمیدونم چرا هرچی دیوار مشکلاتم بلندتر میشه از همیشه با انگیزه تر میشم برای فتحش ، یجوری شدما فکر میکنم خودمم نمیتونم خودمو از رو ببرم ، کنترلم برای موفقیت سخت شده همش در حال موفقیتم ، روزگارم خسته کردم
بیایید برا هم دعاهای خوب کنیم
|+|
نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۲۶ساعت 16:11  توسط حامد
|
برچسب:
نویسنده: کیان رفیعی
حامد بارانی
برچسب:
نویسنده: کیان رفیعی
میدونی چیه آقاجون
نتونستم ثابت کنم ، ته دل خودمم لرزیده
نه اینکه ازت دل بریدم ، نه
فقط دیگه ازت چیزی نمیخام ولی نگاهت رو ازم بر ندار
دلم گره خورده به گنبدت تا روزی که نگاهی به زندگیم کنی
برچسب:
نویسنده: کیان رفیعی